مبينامبينا، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 25 روز سن داره

عشق مامان وبابا

آخرین روزهای سال 90

1390/12/21 16:51
نویسنده : مامان مبینا
627 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به همه دوستهای گلم

امروز اومدم تا آخرین پست سال ٩٠ رو بزارم واز دخملی گلم بگم از عشق مامانی بگم که این روزها بد جوری دلم رو میبره حسابی خودکفاست واز اینکه تو کاری کمکش کنم بدش میاد عشق مامانی اگه سرحال باشه وجاییش درد نکنه وگشنه هم نباشه حسابی با خودش بازی میکنه واصلا اذیتم نمیکنه خیلی بهتر از قبل با خودش بازی میکنه وخودش رو سرگرم میکنه ولی امان از وقتی که عصبانی بشه ویا لج کنه ووای از روزی که کسی رو حرفش حرف بزنه وای خدا بقیه اش رو نمیگم خودتون حدس بزنید قیافه بچه ها وقتی لج میکنند چه شکلی میشه

واما بگم که من ومبینا گلی وبابایی تا ٣ روز دیگه میریم مسافرت  وبعد از عید که برگشتیم میام واز روزهای عید دوم مبینا مینویسم فعلا هیچ خریدی برای عید انجام ندادیم گفتیم ما که داریم میریم تهران از اونجا خرید کنیم.

 خیلی خوشحالم از اینکه  دخمل نازم رو دارم واین دومین عیدی هست  که مبینا خانم با پاهای کوچولوش زندگیمون رو روشن کرده الهی قربون اون همه  غرورت برم مامانی

پیشاپیش سال نو برهمه دوستهای گلم ونی نیهای خوشگلشون مبارک انشالله که سال خوبی داشته باشید

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

سلماز
28 اسفند 90 9:24
به سلامتی ..خوششبگذره سفر..مراقب دخمل گلتم باش سال نوتم مبارک
فاطیما
8 اردیبهشت 91 21:36
وبلاگ سال 88 رو داشتم می خوندم و براتون دعا می کردم تا نگاهم به تاریخ افتاد وقتی دیدم نی نی دار شدید خیلی خوشحال شدم
سمیرا
9 خرداد 91 17:48
گلم آنیسا تو مسابقه شرکت کرده اگه دوست داری میشه بری تو این صفخه و بهش رای بدی ؟ http://noruz1391.niniweblog.com/post811.php باید تو قسمت نظرات بنویس آنیسا کوشولو 2
مریم
8 شهریور 91 3:20
خیلی خوشحال شدم نی نی دار شدید. دخملی واقعا نازه. اونجایی که سال 88 کورتاژ کرده بودی من گریه کردم....